با من از مهر سخن بگوئید
حبابه بودن سوزن زندگي را مي طلبد!
+
نوشته شده در ۱۳۹۱/۰۳/۰۲ ساعت توسط اکبر جمشیدی |
شايد اين بالها روزي مرا به سرزمين پاك انديشان ببرند
خانه
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین نوشته ها
نوشتههای پیشین
خرداد ۱۳۹۱
اردیبهشت ۱۳۹۱
اسفند ۱۳۹۰
دی ۱۳۹۰
آبان ۱۳۹۰
مهر ۱۳۹۰
شهریور ۱۳۹۰
مرداد ۱۳۹۰
تیر ۱۳۹۰
خرداد ۱۳۹۰
اردیبهشت ۱۳۹۰
دی ۱۳۸۹
آذر ۱۳۸۹
آبان ۱۳۸۹
مهر ۱۳۸۹
شهریور ۱۳۸۹
مرداد ۱۳۸۹
تیر ۱۳۸۹
اردیبهشت ۱۳۸۹
فروردین ۱۳۸۹
اسفند ۱۳۸۸
بهمن ۱۳۸۸
آذر ۱۳۸۸
آبان ۱۳۸۸
مهر ۱۳۸۸
شهریور ۱۳۸۸
مرداد ۱۳۸۸
تیر ۱۳۸۸
خرداد ۱۳۸۸
اردیبهشت ۱۳۸۸
فروردین ۱۳۸۸
اسفند ۱۳۸۷
بهمن ۱۳۸۷
آرشیو موضوعی
قصه با جايزه!
دفتر شكايتهاي دل تنگم
خواب های من
بی عنوان
از لطف دوستان
دفتر زندگی سیاه
سر درد
پیوندها
كودكيهاي بزرگ
اوايل كوچك بود
روزنوشتهاي كودكان دهه 60
بی گاهه هایی از آرش میرسنجری
غسالخانه
آن سوي شب
فريادهاي نزده
يك با يك برابر نيست
ترشحات زائد يك ذهن معيوب
لال موني هاي هومن خان!!
چاپ سوم
ساز چوبي
اسارت هاي بشري
بلوك14
Scent Of A Man
خاطرات شازده
شايد متفاوت
يادداشتهايي درباره ي
بلوار سانست
آنالی در سرزمین شگفت انگیزها
BLOGFA.COM