تبليغاتX
با من از مهر سخن بگوئید


با من از مهر سخن بگوئید

تو فكر يه قوري ام كه سالهاست توش چاي درست شده و حالا كلي جرم گرفته!!! چيزه خاصي نيستااااا، همينجوري تو فكرشم ...

نوشته شده در 91/02/21ساعت توسط اکبر جمشیدی| |


همه چي مثل چهارشنبه سوري هاي تو ايران بود!!!فقط با اين تفاوت كه به جاي اون صداهاي وحشتناك صداي خنده ي بچه ها تو گوشم بود! با اين تفاوت كه چندتا مامور آتش نشاني تا آخر مراسم با لبخند اونجا بودن كه مبادا اين چند گله آتيش خطري برامون ايجاد كنه!!! با اين تفاوت كه همه اومده بودن كه زردي رو بدن و سرخي بگيرن حتي اونايي كه فارسي بلد نبودن و با اون لهجه ي بانمكشون تكرارش مي كردن و مي پريدن!!! با اين تفاوت كه آخرش همه شاد بودن و به هم شاد باش مي گفتن! خلاصه كه همش يكمي تفاوت داشت...   

نوشته شده در 90/12/27ساعت توسط اکبر جمشیدی| |

من صبح به دنيا آمده ام، سر و سري با تو ندارم اي شب پرست!

نوشته شده در 90/12/04ساعت توسط اکبر جمشیدی| |


    كريسمس بازي مي كنيم اين روزها! بسي خوش مي گذرد D:

نوشته شده در 90/10/09ساعت توسط اکبر جمشیدی| |

۱۱ نوامبر برای کانادایی‌ها یاد آور مرگ بیشتر از ۶۶۰۰۰ نفر از جوناشونه توی جنگ جهانی اول! کشوری که توی اون سالها فقط ۴ میلیون جمعیت داشته! تصور از دست دادن این تعداد آدم ظرف ۴ سال خیلی‌ وحشت ناکه به خصوص برای ما که تجربه ۸ سال جنگو داریم و اون همه کشته دادیم... برقراری صلح توی دنیا خیلی‌ بعیده ولی‌ رویای شیرینی که هممون برای تبدیل شدنش به واقعیت باید امیدوار باشیم...

نوشته شده در 90/08/20ساعت توسط اکبر جمشیدی| |

Design By : Night Melody